CRM مخفف عبارت Customer Relationship Management به معنی مدیریت ارتباط با مشتری است.

مدیریت ارتباط با مشتریان یا CRM عبارت است از مجموعه گام‏‌هایی که به منظور ایجاد، توسعه، نگهداری و بهینه‌سازی روابط طولانی‌مدت و ارزشمند بین مشتریان و سازمان برداشته می‏‌شود. اصطلاح CRM با مفهوم امروزی آن از دهه ۱۹۹۰ پدید آمد و در قالب یک راهبرد کسب و کار به منظور انتخاب و مدیریت ارزشمندترین ارتباطات با مشتریان تدوین شد. مدیریت ارتباط با مشتری به سازمان کمک می‌کند به شیوه ای سازمان یافته، ارتباط با مشتریانش را مدیریت کند.

 

مطابق نظر آقای رابرت شاو  (Robert Shaw ) :

مدیریت ارتباط با مشتری به همه فرایندها و فناوری‌هایی گفته می‌شود که در شرکت‌ها و سازمان‌ها برای شناسایی، ترغیب، گسترش، حفظ و ارائه خدمات بهتر به مشتریان به کار می‌رود و شامل مدیریت انواع شیوه‌هایی است که مشتری جهت ارتباط با سازمان استفاده می کند. اصول مدیریت ارتباطات مشتری، چگونگی ایجاد موفق یک سیستم و اجرای آن را برای مدیریت ارتباطات مشتریان از شروع و اجرای اولیه یک چنین سیستمی تا نگهداری آن در زمانهای مختلف را بیان می‌کند.

 

اجزای مدیریت ارتباط با مشتری:

سیستم CRM از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

مشتری (Customer): منظور از مشتری، مصرف‌کننده نهایی است که در روابط ارزش‌آفرین، نقش حمایت‌کننده را دارا می‏باشد.

روابط (Relationship): منظور از روابط، ایجاد مشتریان وفادارتر و سودمندتر از طریق ارتباطی یاد گیرنده می‏‌باشد.

مدیریت (Management): مدیریت عبارت است از خلاقیت و هدایت یک فرایند کسب و کار مشتری‌مدار و قرار دادن مشتری در مرکز فرایندها و تجارب سازمان.

 

هدف CRM

ایده اصلی CRM، کمک به بنگاه‌ها برای استفاده از تکنولوژی و منابع انسانی در به دست آوردن دیدی بهتر نسبت به رفتارهای مشتریان، رقبا و بازار است.

بطورکلی هدف کلی استراتژی CRM ایجاد و توسعه روابط سودآورتر با مشتریان است.

چرا شرکت ها CRM را اجرا می کنند؟

مهمترین انگیزه که شرکت ها CRM را اجرا می نمایند، سود بیشتر و رونق کسب و کار و تجارت خود می باشد؛ اما می توان اینگونه گفت که شرکتها به دلایل تدافعی و تهاجمی، مشتاقند که CRM را انتخاب و اتخاذ کنند.

انگیزه های تهاجمی با اشتیاق به بهبود سوددهی، از طریق کاهش هزینه ها و افزایش درآمد به وسیلۀ بالابردن سطح رضایت و وفاداری مشتری همراه هستند. انگیزه های تهاجمی می تواند در قالب تبلیغات و خدمات با کیفیت به ثمر بنشید.

انگیزه های تدافعی زمانی به وجودمی آیندکه رقبای اصلی،CRM را با موفقیت برگزیده اند و یک شرکت ، نگران از دست دادن مشتریان و درآمد است. در این حالت هر  شخص و یا شرکتی به دنبال راهکاری برای رقابت با رقبای خود خواهد بود. و به سراغ روش های علمی و به روز برای انجام این امر خواهد رفت.

پس راهکار های شرکت های رقیب را مطالعه و برای خود دنبال روشی برتر از آن می باشد.

چرا مدیریت ارتباط با مشتری ضروریست؟

با توجه به میزان افزایش رقابت در بازارها و نوسانات درخواست  افراد، اغلب شرکت ها سعی بر این دارند که روشی را ابداع نمایند که علاوه بر یکپارچگی شرکت و یا سازمان، داده ها را در میان همه ی مخاطبان منتشر کند و از انجام کار های بیهوده جلوگیری بعمل آورند. این عمل باعث می شود کارمندان تا هر زمانی که به اطلاعات و داده ها نیاز دارند دسترسی داشته باشند. این چیدمان و اتصال داده ها باید به صورتی قرار بگیرد که در عین وصل بودن همه چیز به هم با خروج یک نفر شبکه ایجاد شده از هم نپاشد.

مقوله ارتباط با مشتری دارای یک همپوشانی با مدیریت دانش در سازمان است.

CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری به غیر از مدیریت رابطه ها با مشتری در خصوص اطلاعات و دانش بدست آمده از طریق مشتریان برای پیشبرد سازمان یا حرکت آن را در شرکت منتشر می کنند.

مدیریت ارتباط با مشتریان به مدیران این اجازه را می دهند که از عملکرد و بازدهی کارمندان خود به راحتی آگاه شود و برای کارمندان فعال خود پاداش در نظر گرفته را اهدا کند به این ترتیب به سرعت طی کردن مسیر اتوماسیون افزایش میابد و اطلاعات بدست آمده به اشتراک گذاشته می شود.

و در آخر مهمترین بخش که مدیریت ارتباط با مشتری در آن به خوبی عمل می کند پیش بینی آینده تجارت است! چرا که گردآوری اطلاعات فروش به طور خودکار به صورت جدول و نمودار تهیه می شود و مدیران به وسیله آن ها قادر خواهند بود آینده تجارت خود را پیش بینی نمایند.

  • اشتراک گذاری: