در سالهای اخیر تحولات عظیم و شگرفی در مدیریت و دست یابی به روش های کارا و مناسب در جهت بهبود بهره وری حاصل گردیده است یکی از مهمترین این روش ها که در کشورهای صنعتی پیشرفته به شدت مورد توجه بوده و واحدهای صنعتی سرمایه گذاری های زیادی را برای کاربرد آن به منظور افزایش سطح بهره وری و کیفیت محصول خود بکار می بندند ، روش الگوبرداری سیستمی یا بنچ مارکینگ است.

با توجه به اینکه امروزه تکنولوژی ( متشکل از اجزای ماشین آلات و ابزار آلات دانش فنی و اطلاعات ، مدیریت و مهارت ) عامل اصلی بهبود شناخته شده و دوره عمر آن هر روز کوتاه تر می شود لذا واحدهای اقتصادی به منظور یادگیری سریع مباحث ذیربط بایستی به دنبال روش های یادگیری جدید با درجه کارایی و اثربخشی بالاتری باشند و به عبارتی باید با صرف امکانات و زمان کمتری یادگیری موثر تری به دست آورند.

اگر بخواهیم تعریفی ساده از الگوبرداری سیستمی (Benchmarking)ارائه دهیم می توان گفت الگوبرداری یک روش سیستماتیک برای یادگیری از سازمان های پیشرو یا به منظور اصلاح و بهبود با تاکید بر فرآیند های شرکت خود می باشد.

مراحل الگوبرداری سیستمی

بنچ مارکینگ متشکل از پنج مرحله است:

  1. مرحله طرح ریزی : به منظور مطالعه در شناخت فرایند شرکت خودی ، در این مرحله نقاط ضعف و قوت سازمان خودی بررسی شده و مواردی که نیاز است تا با الگوبرداری بهبود داده شوند شناسایی می گردد.
  2. مرحله جستجو : برای یافتن شرکای بنچ مارکینگ، در این مرحله با توجه به فرایند انتخاب شده برای بهبود، سازمان های پیشرو در این زمینه را که بتوان از آنها الگوبرداری نمود شناسایی می شوند.
  3. مرحله مشاهده : در این مرحله فرایند سازمان های انتخاب شده مورد مطالعه قرار می گیرد.
  4. مرحله تجزیه و تحلیل : در این مرحله فرایند سازمان انتخاب شده بررسی شده و تفاوت سازمان خودی با آن تحلیل می گردد. در نهایت بهترین فرایند جهت الگوبرداری انتخاب می شود.
  5. مرحله تطبیق: در این مرحله سازمان فرایند الگوبرداری شده را با سازمان خود تطبیق داده و آن را پیاده سازی می نماید. در بعضی از منابع مرحله دیگری تحت عنوان چرخه مجدد تعریف نموده اند که بنچ ماکینگ مجددا از مرحله اول برای فرایندی دیگر انتخاب شده و اجرا می گردد.
  • اشتراک گذاری: